خلاصه داستان: مینیونهای استوارت، کوین و باب توسط اسکارلت اورکیل، یک ابرشرور استخدام میشوند که در کنار همسر مخترعش هرب، نقشهای برای تصاحب جهان میکشد.
خلاصه داستان: گرو، مغز متفکر جنایتکار، سه کودک یتیم را به عنوان پیاده قبول می کند تا بزرگترین سرقت تاریخ را انجام دهد. زندگی او زمانی که دختربچه ها بدکار را به عنوان پدر بالقوه خود می بینند، تغییری غیرمنتظره پیدا می کند.
خلاصه داستان: هنگامی که یک جنایتکار جدید به شهر می آید، لیگ ضد شرور تصمیم می گیرد که گرو را استخدام کند تا با او مبارزه کند. در حالی که گرو در ابتدا امتناع می کند، او در نهایت پس از اینکه دستیارش به راه های شیطانی خود باز می گردد، موافقت می کند.